تبليغاتX
جهان وطن -
 و این منم
زنی تنها
در آستانه فصلی سرد
در ابتدای درک هستی آلوده ی زمین
و یأس ساده و غمناک اسمان
و ناتوانی این دستهای سیمانی .

 

از دیشب تا حالا از فکر نگاه معصومانه اش بیرون نمی آم.  کلی نقشه و طرح تو کله ام دارم ولی دستام پا به پای ذهنم نمی آد. دلم می خواد یه زمین بازی واسشون بسازم دارم حساب کتاب می کنم که چقدر تموم می شه آیا می تونم؟.....

 

 ... من باید بتونم. 

 

 

جمعیت دفاع از کودکان کار و خیابان.


+ نوشته شده در  شنبه دوازدهم آبان 1386ساعت 8:29  توسط سحر   |