ختنه زنان یعنی بریدن تمام يا بخشي ازقسمت بيروني آلت تناسلي زنان ودختران يا هرنوع آسيب رساني به اندام هاي زنان به دلايل فرهنگي ياغير درماني
نخوردن گوشت اجباری نيست، اين یک انتخاب شرافتمندانه برای يک زندگی شرافتمندانه است.
از دیشب تا حالا از فکر نگاه معصومانه اش بیرون نمی آم. کلی نقشه و طرح تو کله ام دارم ولی دستام پا به پای ذهنم نمی آد. دلم می خواد یه زمین بازی واسشون بسازم دارم حساب کتاب می کنم که چقدر تموم می شه آیا می تونم؟.....
... من باید بتونم.
جمعیت دفاع از کودکان کار و خیابان.

عکس مربوط به محل گذر مقام رهبری است که دوستدارانش جاي پاي او را متبرک مي دانند.
پی نوشت : دکتر نهضت فرنودی - روانشناس بالینی:
حقارت نفس یک سرطان بد خیم عاطفی است که تمام نیروهای خلاق و معنوی انسان را بباد می دهد و انسان حقیر و بی مقدار به هر چیزی دست میزند که مطرح باشد. در این راه، گاه بخت یاری می کند و استعدادهایی همراهی ٬ شخصی در جایگاه رهبری قرار می گیرد و گاه در صف پیروان دو آتشه و فدایی از طریق پرستش «بت» خود، مقدار و هویتی پیدا می کند.
تا زمانی که حرکت ها و نیروهای مطرح جامعه دو جلوه از یک بیماری اند یعنی یا عطش بت شدن دارند و یا عطش بت داشتن و بت پرستیدن، محموله گران مقدار تاریخی ما یعنی عطش آزادی و دموکراسی نه فقط به مقصد نمی رسد، بلکه در میانه راه، هر زمان بدست شیادی «نوچهره» و «نوسبک» و «تازه شگرد» به یغما می رود.
دادگاه تشکیل می شه
اینجا یه دادگاه واقعیه
مجرم: جنین
جرم: تشکیل شدن ناخواسته
قاضی: زن حامله
مجازات تعیین شده: نابودی
وکیل مدافع: ندارد
سوال مهمي كه اين روزها فكر مرا به خود مشغول كرده اين است كه مرز اخلاقيات در سكس چيست.
وجدان به معناي وسيله اي براي تشخيص و جدا كردن بد از خوب ، غالباً بصورت اكتسابي به ما القا شده است و خيلي وقتها دليل علمي و قانع كننده اي براي آن نداريم. بارها شده به خاطر خود ارضايي خود را سرزنش كرده ايم بدون اينكه دقيقاً بدانيم چرا. اين عذاب وجدان درما اززماني شكل گرفته است كه به دليل كنجكاوي هاي كودكانه دست به منطقه زير ناف برده ايم و با عكس العمل شديد والدين خود مواجه شده ايم.
مي گوييم اگر فردي را دوست داشته باشيم داشتن رابطه جنسي با او اخلاقي است. حالا چگونه به اين قانون مي رسيم جاي تامل دارد. من فكر مي كنم اينگونه باشد كه دوست داشتن يك فرد به ما راه توجيهي مي دهد تا ازعذاب وجدان جنسي خلاصي يابيم مثلاً به خود بگوييم از بس كه من فلاني را دوست داشتم ....از دستم در رفت. البته مي شود اينطور هم مساله را ديد كه با توجه به شرايط اجتماعي و بد دانستن اين رابطه (خارج از محدوده ازدواج) در واقع دوست داشتن كه همان اعتماد متقابل است ، فضايي را فراهم مي كند كه فرد درآن احساس امنيت و احترام مي كند واز احساس بي ارزشي و توهين رهايي مي يابد و مسلماً ارتباط جنسي در چنين فضايي به مراتب لذت بخش تر خواهد بود.
حال به نظر اينجانب اگر قرار است چهارچوب هاي سنتي و از پيش تعيين شده را بشكنيم بايد توجه داشته باشيم براي ساختن چهارچوب هاي جديد صرفاً به احساسات دروني خود اكتفا نكنيم و با شناخت علمي ازطبيعت انسان در پيدا كردن يك راه واقع بينانه و عملي بكوشيم و پيشنهاد مي كنم تا زماني كه چهارچوب درستي پيدا نكرده ايم، چهارچوب هاي اوليه را از بين نبريم زيرا كه در آن صورت بسيار آسيب پذير خواهيم شد.
در ادامه آياتي از قرآن را انتخاب كردم تا با چهارچوب هاي اخلاقي اسلام در اين زمينه آشنا شويد.
سوره النساء آيه 3
و ان خفتم الا تقسطوا في اليتامى فانكحوا ما طاب لكم من النساء مثنى و ثلاث و رباع فان خفتم الا تعدلوا فواحدة او ما ملكت ايمانكم ذلك ادنى الا تعولوا
و اگر مىترسيد كه (بهنگام ازدواج با دختران يتيم،) عدالت را رعايت نكنيد، (از ازدواج با آنان، چشمپوشى كنيد و) با زنان پاك (ديگر) ازدواج نمائيد، دو يا سه يا چهار همسر و اگر مىترسيد عدالت را (درباره همسران متعدد) رعايت نكنيد، تنها يك همسر بگيريد، و يا از زنانى كه مالك آنهائيد استفاده كنيد، اين كار، از ظلم و ستم بهتر جلوگيرى مىكند.
سوره النساء آيه 23
حرمت عليكم امهاتكم و بناتكم و اخواتكم و عماتكم و خالاتكم و بنات الاخ و بنات الاخت و امهاتكم اللاتي ارضعنكم و اخواتكم من الرضاعة و امهات نسائكم و ربائبكم اللاتي في حجوركم من نسائكم اللاتي دخلتم بهن فان لم تكونوا دخلتم بهن فلا جناح عليكم و حلائل ابنائكم الذين من اصلابكم و ان تجمعوا بين الاختين الا ما قد سلف ان الله كان غفورا رحيما
حرام شده است بر شما، مادرانتان، و دختران، و خواهران، و عمهها، و خالهها، و دختران برادر، و دختران خواهر شما، و مادرانى كه شما را شير دادهاند، و خواهران رضاعى شما، و مادران همسرانتان، و دختران همسرتان كه در دامان شما پرورش يافتهاند از همسرانى كه با آنها آميزش جنسى داشتهايد -و چنانچه با آنها آميزش جنسى نداشتهايد، (دختران آنها) براى شما مانعى ندارد- و (همچنين) همسرهاى پسرانتان كه از نسل شما هستند (-نه پسرخواندهها-) و (نيز حرام است بر شما) جمع ميان دو خواهر كنيد; مگر آنچه در گذشته واقع شده; چرا كه خداوند، آمرزنده و مهربان است
قاتلوا الذين لا يؤمنون بالله و لا باليوم الآخر و لا يحرمون ما حرم الله و رسوله و لا يدينون دين الحق من الذين اوتوا الكتاب حتى يعطوا الجزية عن يد و هم صاغرون
با كسانى از اهل كتاب كه نه به خدا، و نه به روز جزا ايمان دارند، و نه آنچه را خدا و رسولش تحريم كرده حرام مىشمرند، و نه آيين حق را مىپذيرند، پيكار كنيد تا زمانى كه با خضوع و تسليم، جزيه را به دست خود بپردازند!
در صدر اسلام, غیر مسلمانان یا باید اسلام می آوردند يا تن به جنگ می دادند; چنان كه از قول پيامبر نيز نقل شده است كه: ((اموت ان اقاتل الناس حتى يقولوا لا اله الا الله فمن قال لا اله الا الله عصم منى نفسه و ماله)).
اما در سال نهم هجرى بود كه مسلمانان به موجب دستور قرآنى اجازه يافتند تا از آن دسته از اهل كتاب كه مى خواهند بر دين خود بمانند, جزيه بستانند. اين جزيه به صورت ماليات سرانه اى بود كه هر اهل كتابى براى برخوردارى از حمايت دولت اسلامى و نيز حفظ عقيده و دين خود, ملزم به پرداخت آن بود.
جزیه در واقع جزاى كفر و يا جزاى امانى است كه مسلمانان به آنها داده اند. و میزان و مبلغ آن توسط حاکم اسلامی تعیین می شود. بطور مثال مصوب بن يزيد انصارى از سوى امام على (خلیفه چهارم) جزيه مردم روستاهاى اطراف مداين را همان ميزانى كه عمربن خطاب (خلیفه دوم) بر مردم سواد وضع كرده بود, قرار داد.
در واقع در اسلام مفهوم لااکراه فی الدین (هیچ اجباری در دین نیست) این است که راه حل هایی در اسلام برای نپذیرفتن دین اسلام وجود دارد تو آزادی اسلام نیاوری ولی یا باید جانت را بدهی و یا پولش را بدهی.
وَالْمُحْصَنَاتُ مِنَ النِّسَاء إِلاَّ مَا مَلَكَتْ
و (نكاح با) زنان شوهردار [نيز بر شما حرام شده است] به استثناى زنانى كه مالك آنان شدهايد
"زناني كه مالك آنها شده ايد" منظور زناني هستند كه در جنگ با كفار بصورت غنايم جنگي نصيب جنگجويان عرب مي شدند.
ابهامات من:
۱- كفار در اسلام فقط مردان هستند و همسر يك مرد كافر ، كافر نيست و مي توان با او ازدواج كرد و مالك او شد و نيازي به كشتن او وجود ندارد!
۲- آيا زن مانند غنايم جنگي (كالا) است و در اسلام شان انساني ندارد.
۳- چگونه كافران را مي توان تشخيص داد. ميزان و معيار چيست؟ آيا كافران يعني كساني كه مسلمان نبودند يا آنها كه اهل كتاب (كتب آسماني) نبودند و يا آنهايي كه خدا را انكار مي كردند؟ از جنگهايي كه مسلمانان به نام جنگ با كفار انجام دادند نشانگر آن است كه كافر يعني غير مسلمان.
۴- آيا منطقي است كه خداوند براي سركوب دشمنانش (كفار) -يعني كساني كه به جنگ با خدا و يا معنويات مي پردازند- عده اي را با انگيزه هاي شهواني (غير معنوي) به جنگ با آنها وا دارد؟